دفتر کاهی

ساخت وبلاگ
پست رو از یکشنبه شروع کردم تا الان که تونستم خورد ،خورد بنویسم و تمومش کنم کوتاه بگم دیشب ساعت 2:30 بود حس کردم خیس شدم. با ترس بلند شدم ببینم چی شده. حجم زیادی آب ازم دفع شد. تو خونه تنها بودم. دست و پامو گم کردم زنگ زدم کسرا گفتم کیسه آبم پاره شده چه خاکی به سر کنم؟؟!  گفت خونسرد باش لباس و مدارکت رو بردار از همسایه کمک بگیر من سریع خودمو تا سه ساعت دیگه م...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 16 تاريخ : چهارشنبه 9 خرداد 1397 ساعت: 17:36
بوی چوب سوخته میاد .شمام مثل من عاشق بوی چوب هستین؟ هوا چقددددددددددر خنک و دلبرشده ....تا دیروز می نالیدم بابت اومدن پاییز ..امممممما الان بهش خوش آمد میگم و لپ رنگ رنگیش رو می بوسم .امیدوارم پاییز خاطره انگیزی پیش رو داشته باشید . ...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 7:08
اینقدر حرف واسه گفتن دارم ...اینقدر دلم پره ....اینقدر به خون مسئولین آموزش پرورش تشنه ام که حد نداره .....بیچاره بچه های مردم ...بیچاره بچه های مردم ...بیچاره بچه های مردم  بچه هایی که شدن مترسک دست یک عده از خدا نشناس آشغال عوضی که فقططططططططططططططط میان پشت تریبون ها یا تی وی و شعار میدن .خدا لعنتشون کنه .واقعا میگم انشاالله خدا نیست و نابودشون کنه ...بعدا میام راجبش می نویسم باید برم آشپزی کنم...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 15 تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 7:08
نوشتم ... بعد  از سر دلمردگی همه رو پاک کردم .بنویسم که چی بشه ... قراره کسی مشکلات رو حل کنه ؟نه هر چی تا حالا بوده از این به بعد هم خواهد بود ! یک هفته که نه ...پنج روزه رفتم سرکار به اندازه پنجاه روز پیر شدم ..بگذریم از دانش آموزانم که انگار اکثرشون دچار مشکلات ذهنی اند !!!!!! ساده ترین مسائل رو درک نمی کنند .مسائل ساده از سالهای قبل رو اصلااااااااااااااااااااااا بلد نیستن .همه مثل کودن ها نگا...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 14 تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 7:08
بر حسب عادت ساعت ۵ بیدار شدم .هوا همچنان تاریک بود .اتاق اونقدر سرد شده بود که مچاله شدن در پتو هم ،کفایت نمی کرد .دلم ضعف میرفت .نمیدونم چرا این چند روزه اینقددددددددددر تند تند گرسنه میشم .یک کیلو ،چاق تر شدم .....بلند شدم برم از تو یخچال بیسکوییت کشمشی بردارم بخورم بلکه ضعفم برطرف شه ....روی کابینت ظرف عدسی که دیروز خیس کرده بودم تا برای صبحانه عدسی درست کنم ،باعث شد ضعفم رو فراموش کنم و دست به...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 21 تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 7:08
در طول چهار ماه تعطیلی تابستون( خرداد رو هم به تابستون اضافه کنید چون از اون موقع تعطیل شدم  )ذره ای دلم هوای خونواده ام نکرد و دلتنگ نبودم .اممممممممما از دیروز تا الان غمی عظیم رو دلم سنگینی می کنه ...منم و چهار دیواری خونه و تنهاییم ،که بدجور بهم دهن کجی می کنه .چرا خوشبختی ما آدما هیچ وقت کامل نیست ؟ ازدواج موفقی داشتم اما دوری از خونواده باعث میشه الان حس کنم خوشبختی من چیزی کم داره ...شاید ا...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 20 تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 7:08
دوشب پیش حین دیدن فیلم خودمو تو پتوی نرمولکم گلوله کردم و گفتم : کسرا باید بخاری رو رو به راه کنیم ....خیلی سرد شده ...همون شب حدود ساعت ۴ بلند شدم برم دستشویی دیدم به به شوهرجان مثل همیشه گوش به فرمانم بوده مبلها رو جابجا کرده و به شکل U چیده و بخاری رو، رو به راه کرده و داره با درجه کوتاه و شعله آبی میسوزه .خدا رو هزار بار شکر کردم که کسرا مثل بعضی مردها بی مسئولیت نیست ! .مسئولیت پذیر بودن مرد...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 12 تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 7:08
باد سرد میخوره به دندونم تا مغز استخونم درد می کشم .بخاری روشنه .زیر دو تا پتو لمیده ام اما هنوز سرده .خونه رو از صبح سابیدم و جمع و جور کردم الان شده عروسککککککککککک :)))  همه چی سر جای خودشه و از تمیزی برق میزنه .به کسرا پیام دادم سر جدت برو یه دو قاشق غذا نذری واسم پیدا کن گفت میخوای از رستوران واست قیمه بگیرم فکر کنی نذریه :|||| گفتم هر چی میخوای بگیر ولی بگیر من هوس قیمه و قرمه سبزی کردم !!...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 14 تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 7:08
یکی خونه باغ داره ...یکی باغ بزرگ ....(مثل نن جون کسرا)ما یه تراس داریم و یه لاستیک که باغچه خونمون به حساب میاد ....  خدایا شکرت بابت تن سالم  و دل خوش و باغچه داخل تراسمون ...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 15:36
عشقم میخواستم واسه پست پایین کامنت بزارم اما ‌تعطیل بودخیلی باغ خشگلی دارین...من که خیلی خوشم اومد....شاید منم همین کارو کردم امتیاز: 0 0 ...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 15:36