۱۶۴ | بلاگ

۱۶۴

تعرفه تبلیغات در سایت

نوشتم ...

بعد  از سر دلمردگی همه رو پاک کردم .

بنویسم که چی بشه ... قراره کسی مشکلات رو حل کنه ؟

نه

هر چی تا حالا بوده از این به بعد هم خواهد بود ! یک هفته که نه ...پنج روزه رفتم سرکار به اندازه پنجاه روز پیر شدم ..بگذریم از دانش آموزانم که انگار اکثرشون دچار مشکلات ذهنی اند !!!!!! ساده ترین مسائل رو درک نمی کنند .مسائل ساده از سالهای قبل رو اصلااااااااااااااااااااااا بلد نیستن .همه مثل کودن ها نگام می کنند و من گاهی از سر استیصال تو دفتر مدرسه میگم آموزش پرورش به بچه ها درس یاد نمیده اونها رو گاو و بیسواد رشد میده .همکاری که به بچه های من قبولی داده میگه ۱۲  نفرشون مردود بودند اداره به من گفت بهشون قبولی بده چون اگه مردود شن برای آموزش پرورش هزینه دارند و دولت نمی تونه هزینه اونا رو تامین کنه !!! به دولت بار اضافه تحمیل نکنید .منم اونا رو قبول کردم ! به همین راحتی !!!!!!!!!!!!! دونه ،دونه میان روبرو تابلو زل میزنن به من و من از درون حرص میخورم و چاره ای  ندارم جز اینکه بالا تا پایین مسئولین رو به فحش بکشم .من باید مطالب چند سال قبل رو به اینها آموزش بدم ؟ قراره کم کاری چند همکار از سالهای قبل رو جبران کنم ؟ 

معلم متوسطه رو که ۱۵ سال درس تاریخ داده مجبور کردن بیاد بشه معلم کلاس اول !!!!!!!! کلاس اولی که پایه ی تمامی کلاس هاست ! سه ماه مانده به سال تحصیلی خانم زایمان می کنه و اینا بدون معلم باقی میمونند و بدون اینکه حروف الفبا یا اعداد رو به طور کامل  یاد بگیرن سال تحصیلی تمام میشه .سال دوم همینا میرن زیر دست یه معلم دیگه که انبوه مشکلات زندگیش رو منتقل می کرده به  کلاس درس !!!! بعد هم به همه از دم قبولی داده !!!!!!!! از جمله به خیلی از اینهایی که نمیدونن ده  چه شکلی نوشته میشه،،،  رتبه خیلی خوب داده !!!!!(بنازم ارزشیابی مزخرف توصیفی رو که مردود شدن درش جایی نداره!!)  حالا اینا اومدن زیر دست من ! به دختره میگم بنویس ۱۶ !!! زل میزنه تو صورتم میگه هان !!!!!!! میگم شانزده ! یک دسته ده تایی ،شش یکی !!!!! همچنان که با تعجب نگام می کنه میگه هان !!!!!! 

خدایا اشکال هندسی برا پیش دبستانی و‌کلاس اوله اینا هنوز نمیدونن چهارگوش یا مربع چیه ؟؟؟؟؟ به مدیر میگم خانم اینا از نظر من باید برن کلاس اول بشینن .هیچی نمیدونن .این بین بیست نفری لنگ،لنگان با من جلومیان و اون ۱۲ نفر انگاردر عالم دیگری سیر می کنند فقط جواب های بی سروته بهم میدن و میرن و میان !!!!۵ نفر تا امروز غایب بودن و امروز اومدن مدرسه ،درجواب سوال من که ازشون میپرسم  تا حالا کجا بودین؟ میگن مامانمون گفته از هفته دیگه بیایم مدرسه..چون هفته اول هیچی بهمون یاد نمیدن !!!!!!اما ما امروز اومدیم !!!!!(خسته نباشین یه وقت)

مدیر حرفای من رو به هیچ‌کجاش نگرفت ..گفت بیخیال شما هم قبولشون کن برن پایه بالاتر ! یاد گرفتن که گرفتن ! یاد نگرفتن به درک !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مدیر از دیروز درگیر اون شصت دانش آموزیه که به صورت نامشروع متولد شدن و به دلیل نداشتن شناسنامه امکان ثبت نام اون بچه ها نیست .امروز با اداره صحبت کرد و قرار شد برای هر شصت نفر گزینه متوفی رو انتخاب کنه تا سامانه بتونه اسم اونا رو به عنوان دانش آموز در سیستم ثبت نام بپذیره .....شصت فرزند از خانواده های این روستا نامشروع هستند !!!!!! دو دانش آموز من معتاد هستند .پدر و مادر اعتیاد داشتن و اینا در معرض دود مواد قرار گرفتن و اعتیاد دارن ...بینهایت زرد و رنگ‌پریده اند و دائم سرشون رو میز میره و من هر روز باید شاهد دعوای بقیه بچه ها باشم که ما کنار فلانی و بهمانی نمیشینیم ! نیمکت ها مثل زمان ما سه نفره است ..نیمکت های فلزی و قراضه ای که نیاز به تعمیرات اساسی دارن ....آب مدرسه یا قطعه یا فشارش اونقدر پاییینه که اگه بخوایم بریم دستشویی قادر به شستن‌خودمون نیستیم .من هرروز صبح تو خونه میرم دستشویی و ظهر با کلیه ای که از درد میخواد بترکه میام خونه ! معاون پرورشی ما رو جمع کرده تو دفتر میگه ثواب داره نفری صدو پنجاه ،شصت تومن رو هم بزارید تا پول جمع شه برا خرید کتاب بچه هایی که بدون کتاب موندن !!!!!آی ایهاالناس آموزش پرورش حقوق ما رو که نمیده یه چی هم به زور میخواد از ما بگیره تا بدیم به همچین بچه هایی ! خوب چرا خود آموزش و پرورشی که ادعا می کنه طبق قانون اساسی کشور یادگرفتن سواد تا مقطع فلان مجانیه کتاب این بچه ها رو تامین نمی کنه ؟ الان تو کلاس من ۱۶ نفر بدون کتاب هستند ۱۶ تا بیست تومن چقدر میشه ؟ مگه مشکل فقط کتابشونه ؟ بچه ها گرسنه میان مدرسه .پدرها بیکار ..مادرها بیسواد و اغلب بینشون معتاد پیدا میشه ..اغلب اوقات ضعف ناشی از گرسنگی اونا باعث میشه بچه هیچ مطلبی رو نفهمه...امروز یه کلاس اولیمون وسط سالن غش کرد ...درد یکی دوتا نیست ...آی مسئولی که میری یه کوه لوازم التحریر وارد شده رو میسوزونی تا نشون بدی مملکت قانون داره .بچه های من بدون لوازم التحریرموندن ! حاج آقایی که واسه اسم در کردن میری هیات غذا میدی بیا پولت رو خرج بچه های مدرسه ما و امثال ما کن .بخدا ثواب بیشتری میبری .

 اصلا دیگه نمیخوام بنویسم .الان هم اشتباه کردم اینا رو گفتم .تو این چند روز ریز به ریز اتفاقات رو کم کم نوشته بودم اما پاکشون کردم . فقط میخواستم تو دو خط بنویسم جایی که افتادم جهنمه ! انگار که خدا از عمد منو انداخت میون اینها .یعنی هر روز این هجم از درد رو می بینم به کسرا میگم فکر نمی کنم به آخر سال تحصیلی بکشم ...بخدا سکته می کنم ... به قدری اوضاع تحصیلی ،یادگیری ،اجتماعی ،تربیتی و فرهنگی این منطقه و این بچه ها خرابه که فکر نمی کنم بعد از این ،از اینها بدتر ببینم .مادرهایی که از سر نداری صیغه مرد همسایه میشن ! دخترهایی که اومدن وسط دفتر مدرسه زار ،زار گریه می کنند و التماس می کنند بیاین با مادر ما صحبت کنید اجازه بده بیایم ادامه تحصیل بدیم .دختر ۱۱ ساله رو میخوان شوهر بدن میگن تا چهارم خوندی واست کافیه!!!! داستان هر کدوم از همکارا که دیگه بماند .هر کدوم یه سوژه هستند در جای خودشون !

...
نویسنده : بازدید : 11 تاريخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 7:08