۱۲۶

تعرفه تبلیغات در سایت

دیروز با دوستم نرگس کمی چت کردم‌وبعد شام رو رو به راه کردم و بقیه تایمم به نت گردی گذشت .تلگرام محل کارمو رو باز کردم دیدم معاونمون لطف کرده عکسای این چند وقت روگذاشته تو گروه ۲۸نفری و از بین اون شش عکس سه تاش مربوط به من بود !!!اون موقع کسرا تازه رسیده بود خونه .یک آن واکنش نشون دادم که ای وای چرا خانم ایکس با من هماهنگ نکرده عکسمو گذاشته تو‌گروه .اون هم با موهای بیرون ریخته من و جمعی که هشت نفرشون مرد هستند و بینشون یکی داعشیه با تفکرات تند مذهبی .کسرا سریع واکنش نشون داد که بهش پیام بده عکست رو برداره .مگه صد بار بهت نگفتم عکس در دنیای مجازی نزار برامون دردسر میشه .گفتم خیلی خوب بابا بهش میگم .به همکار پیام دادم گفت حساس نباش مهم نیست که !!!!!!!!!!کسرا غر زد که یعنی چی مهم نیست من راضی نیستم  کسی عکس زنمو بگیره بعد ازش سو استفاده کنه .گفتم عزیز من یه جور صحبت می کنی انگار لخت بودم .بابا بیخیال .چرا اینقدر برات مهمه ؟ اونقددددددددر حرف زد و برا خودش دلیل تراشید که سر درد شدم .بلندشدم رفتم دستشویی دیدم بعله خبر مرگ پری اومد اون هم بعد ده روز لکه بینی .شب کمی شام‌خوردم و فیلم دیدم رفتم‌خوابیدم .از صبح دلم‌گرفته بود انتظار داشتم منم مثل خواهرم و زن داداشام بدون دکتر رفتن باردار شم اما نشد .نشستم کلی گریه کردم .کسرا منو تو بغل گرفت و‌کلی دلداری داد که نکن این کارو با خودت .میری دکتر مشکل حل میشه .اگه نشد هم سریع میگیم برامون انتقال بدن .،دیگه کمی باهام حرف زد و جک گفت تا حالم بهتر شد .پرسید میخوای امروز رو بمونم خونه با هم بریم بیرون ؟گفتم نه حوصله ندارم ترجیح میدم تنها باشم و فقط استراحت کنم و نت گردی کنم .لباس پوشید و خدافظی کرد و رفت .با اینکه الان کلی کار دارم اما حوصله هیچی و هیچ کس رو ندارم .زن داداشم که بارداره بهم زنگ زد گوشی رو جواب ندادم .حوصله حرفاش و سین و‌جین کردناش رو ندارم .چقدر خوبه از خونواده و فامیلم دورم .کمتر روح و روانم رو به هم میریزه بابت سین و جین درباره اینکه باردار نیستی ؟


پ.ن:هوس یه چیز ترش کردم . رفتم اینا رو که حدود سه هفته پیش یکی بهم هدیه داده بود رو نمک بزنم بیارم بخورم . چشمم افتاد به بطری بزرگ رب انار ملسی که مامان جون یک سال پیش برام آورده بود .جاتون خالی ! از این پفیلاها هم کنارم بود زدم داخل رب انار امتحان کردم ببینم چه طعمی بدست میاد ؟!!!!!!!!طعم شوری توام با ترشی خاصی درست شد که دلمو برد !!!!!!!!!!!!!!!!!!! http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik2/nyam2.gifhttp://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik2/nyam2.gifhttp://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik2/nyam2.gif


پ.ن2:میدونم امسال سال شانس منه و بالاخره اتفاقی که منتظرشم به زودی برام رخ میده منتهی دست خودم نیست . صبوری رو یاد نگرفتم


پ.ن۳: خدایا کفر من و کسرا رو نادیده بگیر ! میدونم هستی و وجود داری . ازت ممنونم بابت همه چیزهای خوبی که بهم دادی و خیلی ها حسرت داشتنش رو دارن .ممنونم بابت وجود کسرا . ممنونم بخاطر داشتن خانواده ام .سلامتی و وجود همه عزیزانم . منو ببخش خدا


پ.ن۴: زن داداش زنگ زد مجبور شدم جواب بدم تا دست از سرم برداره .گفت دیشب مراسم جشن بارداری زن پسر عموم بوده !!!!!!!! خواهر و شوهر خواهرش  به واسطه دوستی با پسر عموم به جشن دعوت بودن .شش ماهه عروسی کردن الان زنش باردار شده سور داده .میخوام حرفاش رو بی منظور بدونم اما واقعا چه اهمیتی داره که تو امروز دوبار به من زنگ بزنی بعد راجب پسر عمویی صحبت کنی که ما هشت ساله باهاشون قطع رابطه ایم .و بخوای بگی زنش بارداره .خوب به من چه .

پ.ن۵: خنکای باد کولر بوی مایه هاله ای رو که به لباسها زدم رو پخششش کرده تو خونه و من عمیقا لذت میبرم از حالی که دارم .عاشق این خنکای باد و بوی هاله ام .هووووووووووووم


نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:34
برچسب‌ها :