123

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

خوب از دیشب بگم که ولو شده بودم رو زمین و برا خواهرم با فداکاری هر چه بیشتر نخود پاک می کردم !(الان میگین کشتی ما رو با این نخود!!) خدا رو شکر چون نشستمشون تا الان خوب موندن  . گفته بود براش خشک کنم تا راحت تر بتونه با خودش ببره .

کسرا دیشب با این خوشمزه های لعنتی اومد خونه !!!!!!!!!!!!!! منم که ضعیف النفس !!!!!!!!!!! چند تا رو قبل شام بلعیدم !

جناب کسرا خان شلوارش رو در آورده بود و با رکابی و شورت نشسته بود رو مبل و برا من رفت بالا منبر !http://oshelam.persiangig.com/image/new_folder/xjxbuzd1dv7cg72gry0.gif !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(یه وقت فکر نکنید بچه ام تو خونه پوشش اینه .لب و لوچه آویزون منو که دید سعی کرد قبل از هر کاری دست به روشنگری بزنه ) گفت تادو هفته اصلااااااااااااااااااااااا تحت هیچ شرایطی باهاش در نیفتم چون واقعا به آرامش نیاز داره تا بتونه کارش رو خوب پیش ببره !منم گفتم :چشم !  

بعد ادامه داد . تارا من و تو تلاشمون رو می کنیم . شما برو دکتر من هم اول مهر ماه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نیاز بود میرم دکتر !

الان واقعا فرصت ندارم به این فکر کنم که آخ چرا بچه نیومد !

خوب نیاد به درک یه دردسر زندگیم کمتر !

بهش توپیدم:مگه قراره تو زایمان کنی ؟ منم که حملش می کنم . بعد تا دو سال شیر میدم و کون مبارکش رو تر و خشک می کنم !

اخمش رو کشید تو هم وگفت :تو رو خدا مثل زنهای بیسواد کوچه بازار حرف نزن .مثلا تحصیل کرده ای .برای تولید نطفه شرایط برای هر دو طرف باید اوکی باشه .من حرفت رو قبول دارم اما فکر کردی تنهایی می تونی ؟ به مراقبت نیاز نداری؟به دکتر نیاز نداری؟ تارا من نمی تونم خودمو پدر بی مسئولیتی بدونم . به صرف اینکه قراره تنهایی تو پر شه و به فامیل بگی دیدی بچه دار شدیم بچه بیاد و نتونم به تو یا اون رسیدگی کنم برام سخته . قول میدم برا درمان بریم . اقدام هم کماکان بکنیم . اومد خوش اومد . نیومد خوب نیومده . اصلا بیا به این فکر کن یکی از ما مشکلی داشته باشه که درمان ها هم براش بی نتیجه باشه باید فاتحه زندگی رو بخونیم ؟انظرت در این باره چیه ؟گفتم :از شیرخوارگاه بچه بیاریم . آهی کشید و گفت :باشه ما هنوز اول راهیم به اونجا برسیم راجبش تصمیم می گیریم !!!!!!!!!!!!!!

دیگه کشش ندادم .چون بی فایده بود و هست !


دیگه بعدش نشستیم دو تا فیلم ترسناک دیدیم که عیش من و شرایط روحیم تکمیل شه !smile emoticon koloboksmile emoticon koloboksmile emoticon koloboksmile emoticon koloboksmile emoticon koloboksmile emoticon kolobok!!!!!!!!!!!!!

بعد هم از این خوشمزه ها خوردیم ! کسرا تو رژیم بود شام نخورد اما من آش رشته تو یخچال بود آوردم خوردم و ورم کرده افتادم رو به پرده و فیلم دیدم.بعد من رفتم خسبیدم و کسرا هم تو سالن خوابید !

صبح رفتم سر کار . هیچ اتفاق خاصی نیفتاد . اومدم خونه برا خودم کال جوش درست کردم خوردم و خسبیدم تا 5 .کانال تلگرام محل کارمون رو یه نگاه انداختم و دیدم به به جناب آقای داعش !!!(همون همکار افراطی طرفدار ر.ئ.ی..سی با مدیر در افتاده و علنا مدیر رو به پشم مبارکش گرفته و تا تونسته بود راجب (ج.هان.گیری)و روح.انی مطلب توهین آمیز گذاشته بود . خوب من بلاکش کرده بودم . برا همین تو گروه بهش تذکر دادم اگه دست از توهین و افترا به مسئولین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!برنداره صبح پنج شنبه میرم و ازش شکایت می کنم !(واقعیتش برام مهم نبود فقط میخواستم سوسک شه تا نگه خانمای مانتویی خراب هستند !!!) خلاصه به من گفت اون موقع که فلانی به فلان بزرگ مملکت توهین کرد تو کجا بودی؟تو سواد سیاسی نداری و فلان و فیلانی گفتم :خوب اینکه سواد سیاسی ندارم درسته !          منتهی از شما به عنوان نخبه سیاسی و علمی !!!!میخوام دست از توهین به هر شخصی برداری چون کارت درست نیست با فحاشی و توهین به هیچ کجا نمی رسی. مدیر به هر دوی ما تذکر داد که بحث سیاسی ممنوعه !اممممممممممممممممممممممممما از اونجا که ایشون روشون سنگ پای قزوین هست باز به حرف مدیر اهمیت نداد و رسما زر زر کرد !آخرش هم گفت شماها جنبه ندارید !!!بیسواد و بی ظرفیت هستید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!شما کاری می کنید روحانی کشور رو بده دستآمریکا

بعد از لت و پار کردن داعش جان kolobok آرام گرفته و به کسرا گزارش دعوای خویشتن رو داده و اومدم سراغ وبم 

صدق الله علی العظیم 


  • مطالب مرتبط
  • 152
  • ۱۵۳
  • ۱۵۴
  • ۱۵۵
  • ۱۵۶
  • ۱۵۷
  • نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:34
    برچسب‌ها :