188

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

قراره برام مهمون بیاد. خیلی خوب !خیلی هم عالی!. مشکل با اومدنشون ندارم. چون برای هر روزشون برنامه ریختم و پذیرایی و گردش و... رو در حد عالی پیش خواهم برد اممممممممممما این مهمونای عزیز متوجه یک چیز نشدن و اون قانون خونه و زندگی منه. یکی از مهمونا خانواده خواهرم هستند و دیگری پدر و مادرم. قبلا به پدر و مادرو خواهرم،به صورت جدا گفتم لطفا هم زمان تشریف بیارید و برنامه سفرتون جدا نباشه چون  اگه غیر از این باشه هم من و هم همسرم اذیت میشیم !! اممممممممممما خواهرم تنها چیزی که براش مهم نبود من بودم ! حتی بهش برخورد! بابا میگن بخاطر تمدید گواهینامه شون  اواخر مرداد میان. خواهرم به تحریک از همسرش و عجله های بیخود ایشون میگه ما دوست داریم زودتر بیایم چون دخترم وقت دکتر غدد داره!و کلاس زبان میره! بهش گفتم ببخشید من نمی تونم دو مرتبه برای هر خانواده وقت بزارم و اونا رو به گشت و گذار ببرم چون نه جونش رو دارم نه توانش رو. همسرمم قطعا معذب میشه. برگشت با لحن طلبکارانه ای بهم  گفت : مگه ما سالی یک بار بیشتر میایم خونه تو!بعد مگه قراره چکار کنی که هنوز نیومده میگی نیاین!!!!!!!!! گفتم من مثل تو نیستم که مهمون برات بیاد هیچ اهمیتی بهش نمیدی و همه چی رو با بی تفاوتی رد می کنی بره. همین باعث جدال لفظی من با او شد و اوشون الان با من قهر کرده!

حالا من این وسط یه چی هم بدهکار شدم. خوب عزیز من تو چرا فقط لذت خودت و بچه هات برات مهمه! چرا باید به شوهرت که اصلا از ریختش خوشم نمیاد و دل خوشی ازش ندارم سرویس رایگان بدم؟ همسر من فقط یک بار شوهر خواهرم رو دیده اون هم یک شب قبل عروسیمون بود!(نه برا بله برونم اومد  .نه عقد نه عروسی! اون هم به دلیل حسادت بیش از حدش به همسره چون خانواده ام احترام زیادی به کسرا میزارن .متقابلا کسرا هم خوب بوده و همیشه مودبانه رفتار کرده)

ظهر روزی که همسرم اومده بود دنبالم منو ببره آرایشگاه شوهر خواهرم که مشخص نبود از چی زخم خورده به خواهرم گفت برام کار پیش اومده و برگشت شهرشون! یعنی برای چند ساعت احترام منو نگه نداشت! اون وقت در کمال پررویی الان میخواد بیاد اینجا تلپ شه! یه عادت هم که ایشون داره اینه که وقتی خونه کسی میره غذایی که باب میلش نباشه نمیخوره و به خواهرم میگه به فلانی بگو من فلان چیز رو نمیخورم برام یه چیز دیگه درست کن!!!!!! رو که نیست سنگ پای قزوینه! بخوام راجبشون بگم مثنوی هفتاد من کاغذ میشه

  • مطالب مرتبط
  • 152
  • ۱۵۳
  • ۱۵۴
  • ۱۵۵
  • ۱۵۶
  • ۱۵۷
  • نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : يکشنبه 1 مرداد 1396 ساعت: 16:02
    برچسب‌ها :