88

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

هوا داره رو به گرمی میره .ساعت ۴شب از فرط گرما درحالیکه خیس عرق بودم ، بیدار شدم .کسرا توی تخت نبود .چراغ آشپزخونه روشن بود .اغلب نیمه شب ها پیش میاد بیخوابی به سرش میزنه .نت گردی می کنه .رفتم دیدم دستشوییه .بیرون که اومد رفتم دستشویی و بعد اومدم پنجره اتاق روکه تا نیمه بیشتر باز نمیشد رو باز کردم .وو دوباره خوابیدم .صبح کسرا خواب بود .ساعت ۷:۱۵بیدار شدم .نمازم قضا شده بود .بلند شدم سیب زمینی و تخم مرغ آب پز کردم .کالباس و خیار شور و هویج بیرون آوردم و مشغول تهیه الویه برای شام شدم .چند مین بعد کسرا بیدار شد .نون و پنیر و گوجه خیار با شیرینی و چای تازه آوردم سر میز .گفت صبحونه نمیخوره .خودم خوردم و میز رو جمع کردم .بعد اون رفت دوش گرفت و راهی شد سرکار .الویه رو آماده کردم و یه لیست نوشتم .غروب که از سرکار میام خرید کنم . گوجه،خیار،سبزی خوردن ،هندوانه،موز،باقالی،سیب و پرتقال .کاغذ رو لوله کردم گذاشتم تو کیف پولم .بعد مقنعه ام رو اتو کردم و آرایش کردم حاضر شدم رفتم سرکار .بین راه توی اتوبوس بودم که ناگهان یه وانت باشدت به بدنه اتوبوس اصابت کرد و دور خودش چرخید کوبید به یک پژو ۴۰۵ و بعد متوقف شد .مسافرا ترسیده بودن .همه پیاده شدند . خدا رو شکر خسارت جانی به دنبال نداشت .اما هر سه ماشین آسیب دیده بود.دیگه مجبور شدم با اتوبوس بعدی خودمو برسونم .هوا به شدت گرم بود .پنکه اتاقم خراب بود با مدیر و نماینده موضوع رو مطرح کردم قول داد فردا برق کار بیاره مشکل حل شه .کارم که تموم شد .اومدم به سمت خونه . از میوه فروشی سر کوچه خریدها رو انجام دادم .قبل از جابجایی خریدها لباس هامو بیرون آوردم دوش گرفتم .به کسرا زنگ زدم  و گفتم :میوه و سبزی خریدم یه وقت چیزی نگیری . گفت خوب من چی بگیرم ؟گفتم حبوبات !!!! دیگه قرار شد خرید همونا رو انجام بده بیاد .سبزی ها رو پاک کردم شستم .مونده باقالی ها که هنوز جلوم ولو مونده رو زمین و باید با این بی رمقی و بی جونی بشینم پاکشون کنم .خسته ام . انگار یه کوه کنده باشم !!!! خبر فوت عارف لرستانی رو شنیدم .خیلی غم انگیزه وقتی میشنوم یه جووون یا هنرمندی از دست میره . حیف بود . خدا رحمتش کنه و به خانوادش صبر بده .آمین


نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 12:50
برچسب‌ها :