سوال? - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 8:34
خواننده گرامی این مطلب رمزگذاری شده است. لطفا برای مشاهده آن رمز عبور را وارد کنید. رمز عبور:
این دو روزه - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 8:34
خواننده گرامی این مطلب رمزگذاری شده است. لطفا برای مشاهده آن رمز عبور را وارد کنید. رمز عبور:
بای بای - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 8:34
خواننده گرامی این مطلب رمزگذاری شده است. لطفا برای مشاهده آن رمز عبور را وارد کنید. رمز عبور:
250 - تاریخ: 1397/3/9 ساعت: 17:36
پست رو از یکشنبه شروع کردم تا الان که تونستم خورد ،خورد بنویسم و تمومش کنم کوتاه بگم دیشب ساعت 2:30 بود حس کردم خیس شدم. با ترس بلند شدم ببینم چی شده. حجم زیادی آب ازم دفع شد. تو خونه تنها بودم. دست و پامو گم کردم زنگ زدم کسرا گفتم کیسه آبم پاره شده چه خاکی به سر کنم؟؟!xa0 گفت خونسرد باش لباس و مدار...
۱۶۱ - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 7:08
بوی چوب سوخته میاد .شمام مثل من عاشق بوی چوب هستین؟ هوا چقددددددددددر خنک و دلبرشده ....تا دیروز می نالیدم بابت اومدن پاییز ..امممممما الان بهش خوش آمد میگم و لپ رنگ رنگیش رو می بوسم .امیدوارم پاییز خاطره انگیزی پیش رو داشته باشید .
۱۶۳ - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 7:08
اینقدر حرف واسه گفتن دارم ...اینقدر دلم پره ....اینقدر به خون مسئولین آموزش پرورش تشنه ام که حد نداره .....بیچاره بچه های مردم ...بیچاره بچه های مردم ...بیچاره بچه های مردمxa0xa0بچه هایی که شدن مترسک دست یک عده از خدا نشناس آشغال عوضی که فقططططططططططططططط میان پشت تریبون ها یا تی وی و شعار میدن .خدا...
۱۶۴ - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 7:08
نوشتم ... بعدxa0 از سر دلمردگی همه رو پاک کردم .بنویسم که چی بشه ... قراره کسی مشکلات رو حل کنه ؟نه هر چی تا حالا بوده از این به بعد هم خواهد بود ! یک هفته که نه ...پنج روزه رفتم سرکار به اندازه پنجاه روز پیر شدم ..بگذریم از دانش آموزانم که انگار اکثرشون دچار مشکلات ذهنی اند !!!!!! ساده ترین مسائل ر...
۱۶۵ - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 7:08
بر حسب عادت ساعت ۵ بیدار شدم .هوا همچنان تاریک بود .اتاق اونقدر سرد شده بود که مچاله شدن در پتو هم ،کفایت نمی کرد .دلم ضعف میرفت .نمیدونم چرا این چند روزه اینقددددددددددر تند تند گرسنه میشم .یک کیلو ،چاق تر شدم .....بلند شدم برم از تو یخچال بیسکوییت کشمشی بردارم بخورم بلکه ضعفم برطرف شه ....روی کابی...
۱۶۶ - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 7:08
در طول چهار ماه تعطیلی تابستون( خرداد رو هم به تابستون اضافه کنید چون از اون موقع تعطیل شدمxa0 )ذره ای دلم هوای خونواده ام نکرد و دلتنگ نبودم .اممممممممما از دیروز تا الان غمی عظیم رو دلم سنگینی می کنه ...منم و چهار دیواری خونه و تنهاییم ،که بدجور بهم دهن کجی می کنه .چرا خوشبختی ما آدما هیچ وقت کامل...
۱۶۷ - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 7:08
دوشب پیش حین دیدن فیلم خودمو تو پتوی نرمولکم گلوله کردم و گفتم : کسرا باید بخاری رو رو به راه کنیم ....خیلی سرد شده ...همون شب حدود ساعت ۴ بلند شدم برم دستشویی دیدم به به شوهرجان مثل همیشه گوش به فرمانم بوده مبلها رو جابجا کرده و به شکل U چیده و بخاری رو، رو به راه کرده و داره با درجه کوتاه و شعله آ...
۱۶۸ - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 7:08
باد سرد میخوره به دندونم تا مغز استخونم درد می کشم .بخاری روشنه .زیر دو تا پتو لمیده ام اما هنوز سرده .خونه رو از صبح سابیدم و جمع و جور کردم الان شده عروسککککککککککک :)))xa0 همه چی سر جای خودشه و از تمیزی برق میزنه .به کسرا پیام دادم سر جدت برو یه دو قاشق غذا نذری واسم پیدا کن گفت میخوای از رستوران...
152 - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 15:36
یکی خونه باغ داره ...یکی باغ بزرگ ....(مثل نن جون کسرا)ما یه تراس داریم و یه لاستیک که باغچه خونمون به حساب میاد ....xa0 خدایا شکرت بابت تن سالمxa0 و دل خوش و باغچه داخل تراسمون
۱۵۳ - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 15:36
عشقم میخواستم واسه پست پایین کامنت بزارم اما تعطیل بودخیلی باغ خشگلی دارین...من که خیلی خوشم اومد....شاید منم همین کارو کردم امتیاز: 0 0
۱۵۴ - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 15:36
پشت پنجره اتاق خواب ، حیاط همسایه است ...خونه همسایه وصل میشه به کوچه پشتی ! ...نونوایی چسبیده به خونه همسایه ...صبح ها ، خنکای هوا و عطر نون نانوایی منو از خودبیخود می کنه ...بلند شم یه چی بریزم توخندق بلا و با کسرا برم برای انتخاب مدرسه ...استرس افتاده به جونم ... خدایا خودت کمکم کن ...۹ماه باید ت...
۱۵۵ - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 15:36
رفتمکیسه زباله رو بزارم جلو درکوچه ... بعد می بینم شوهرهمسایه طبقه همکف کونش رو چسبونده به ماشین ما و داره با گوشیش ور میره چادرم رو مثل خاله بلقیس محکم گرفته بودم و هیچ مورد منکراتی نداشتم .بر حسب ادب بلند سلامکردم مردک جواب سلاممو نداد این چندمین باره که به این میمون سلام می کنم جواب سلاممو نمیده ...
۱۵۶ - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 15:36
وای خدایا اینا رو نابود کن ما بتونیم یه نفس راحت بکشیم از دستشون .کارمنداش دزد ! مسئولاش دزد ! مدیر دزد ! همه دزدا کنار هم جمع شدن امور اداری و ...رو اداره می کنند .خراب شده ای که من افتادم توش یه ۲۰ دقیقه تا جاده اصلی فاصله داره .دیروزدیدم داخل برد اداره زده اونجا روستاست ...مثلا مدرسه شهید فلان رو...
۱۵۷ - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 15:36
یه همکار دارم یعنی داشتم بعد از یکسال الان فهمیدم ایشون دانشجو دکتراست .عضو اتاق فکر اداره و اداره کل ،الگوی برتر تدریس ،معلم نمونه ،عضو شورای شهر ،مدرس دوره های ضمن خدمت ،سرگروه گروه های آموزشی و بگیر برو تا آخر ...اینقدر تو شک هستم .بسکه این خانم افتاده است ...اصلاااااااااااااا پز مدرک و موقعیتهای...
۱۷۲ - تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 1:56
هنوز معتقدم آدما نون قلبشون رو میخورن .اگه احساس خوشبختی می کنند ،اونقددددددددر خوب بودن که الان این حس رو دارن .اگه احساس غم دارن ، جایی قلبی رو شکستن یا در حق کسی بدی کردن و دارن تاوان پس میدنxa0 .مراقب باشیم خوشبختیمون رو تو چشم و قلب بقیه فرو نکنیمxa0 چون ممکنه یکی آه بکشه و دلش بشکنه .قرار نیست...
۱۷۵ - تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 1:56
دیگه پیگیر کارم نیستم و برام مهم نیست آخرش چی میشه .اونچه باید بشه میشه !xa0 صبح دو بسته گوشت چرخ کرده همراه با قارچ بیرون گذاشتم .واسه شام امشب و فردایxa0 کسرا ماکارانی درست می کنم .واسه خودم کلم پلو شیرازی .کسرا از کلم پلو بدش میاد .منم لزومی نمی بینمxa0 از اونچه عاشقشم دست بکشم. خوندن زبان رو مجد...
113 - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 19:37
صفحه وب رو باز می کنم تا آپ کنم .نگاهم به صفحه تلویزیون خیره میشه شبکه VoAصدای امریکا ،برنامه راجب دستفروشان بیچاره ای هست که نیروهای نامتحرم شهرداری بساط این بیچاره ها رو بر هممیریزن و با قساوت قلب بساطها رو لگد مال میکنند !!!! دردی که از درد مردم نکاستند خودشون درد شدن افتادن به جون مردم ! الهی ری...