برگ بیست و هشتم
-
تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 0:52
صبحم با گلو درد شروع شد.کسرا توی حموم بود .عادت داره قبل از رفتن به سر کار و برگشتن از محلکارش حتما دوش بگیره .من جای اون مور مورم میشه تو این سرما روزی دو بار دوش بگیرم .بلند شدم کتری رو زدم به برق و برا خودم داخل یه لیوان دو قاشق عسل ،دو قاشق آبلیمو و مقداری پودر آویشن ریختم .آب که جوش اومد ریختم ...
برگ بیست و نهم
-
تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 0:52
نمیدونم دیروز آپ کردم یا نه ؟ فقط یادمه خسته بودم .نمیدونم اینجا نوشتم یا نه ؟.آها یادم اومد .دیروز از اتوبوس که پیاده شدم به یادآوردم برمکاهووسبزی ومیوه بخرم .تو یخچال فقط سیب مونده بود که کم بود .رفتم کاهوخریدمو همچنان که مشغول انتخاب میوه ها بودم به مغازه دار گفتم برام نیمکیلو سبزی خوردن بکش .اون...
برگ سی ام
-
تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 0:52
بلاگ اسکای ترکیده بود نمیشد وارد پنل مدیریت شم .هر چند هیچ حرف خاصی هم ندارم واسه گفتن .دیروز رفتم محل کارم .عطسه وآب ریزش بینی امونمو بریده بود .شب بدون همکارم برگشتم خونه .یه کلاه و شال برا خودم بافتم .نمیدونم چرا وقتی می پوشم عالم وآدم زل میزنن بهم .حس بدی بهم دست میده .چند باری خواستم بزارمشکنار...
برگ سی و یکم
-
تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 0:52
چند وقته پاشنه پام درد می کنه .فک کنم هشت ماهی میشه .درست از وقتی از خونه ننه شوور بیرون اومدیم این بلا سرم اومده .شاید از مدل کفشام باشه .همکارم راست یا دروغ میگه خار پاشنه داشته دکتر بهش گفته کفش پاشنه بلند بپوش !!!! کسرا واسه تولدم یک ماه پیش این کفشو خرید منتهی کفش تخت هست .گرچه آج های عمیق داره...
برگ سی و دوم
-
تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 0:52
هوا ابریه .مابقی حلیم بادمجونی رو که دیشب درست کردم خوردم الان مرغ گذاشتم بپزه برا شام ته چین درست کنم . کمی حالت تهوع دارم . آخه دیشب زیاده روی کردم تو خوردن .بخصوص اینکه کسرای شکمو باز افتاده رو مود خرید شیرینی و دیشب وقتی داشتم غرغر می کردم پرسید قهوه می خوری درست کنم ؟گرچه گفتم نه اما کار خودشو...
برگ سی و سوم
-
تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 0:52
۱- مایع ماکارانیمو آماده کردم قبل اومدن کسرا ماکارانی روخواهم پزوند .۲-اینجا ع..ن ترین شرایط آب وهوایی رو داره به طوریکه دیشب کسرا تو شر شر بارون و باد وبوران اومد خونه .یک ساعت بعد هنگام دیدن فیلم ،دست منوگرفت برد پشت پنجره و دونه های درشت برف و درختان سفید پوش رو بهم نشون داد .دو ساعت بعدکه من تصو...
برگ سی و چهارم
-
تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 0:52
ایشون که می بینید شام دیشب ماست ! نکته مهم این عکس ، ماست درون اون می باشد که محصول اینجانب می باشد !!!!!:))))))واقعیتش رو بخواید خجالت می کشیدم عکس غذامو در این ظرفها بزارم ! امــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا چاره ای نبود .چون عکاس مورد نظر کسرا بود و بهش گفته بودم عکس رو برای چس ...
برگ سی و پنجم
-
تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 0:52
رو به تی وی دراز کشیدم و برنامه بنجل تی وی رو می بینم !به شکم قلنبه شده ام نگاه می کنم و با شوقی وصف ناشدنی دست می کشم روش میگم :یعنی ممکنه نی نی داشته باشم ؟شکمم خیلی قلنبه شده ها کسرا سرش رو از لپ تاپش بلند میکنه .عینکش رو برمیداره و با لبخندی معنادار بهم میگه :عزیزم تا اونجا که من یادمه شکم تو هم...
برگ سی و ششم
-
تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 0:52
بالاخره بعد از کلی کار و بشور و بساب حالا تونستم باسن مبارک رو کمی روی زمین بزارم و استراحت کنم .وااااااااااای که هر چی کار خونه انجام بدی باز از یه جا دیگه برات کار میریزه بیرون !دیشب بعد از خوردن آش و ماکارانی چرب و چیلی معجونی رو که درست کرده بودم آوردم برا خودمو کسرا !خوردن معجون همانا و دل پیچه...